درباره نویسنده
آسمانه چیتا
سکوت صدای رسای آفرینش است ، گوش بسپار به نغمه ی دل انگیز شکوفایی یک عشق ، در لا به لای بوته های سبز و تازه زندگی، نگاه کن ! جوانه در سکوت می روید وگل در سکوت می شکفد ، و تو نیز اینگونه در غوغای غربت و تنهایی ام ، با شکوه روییدی . به خانه کوچک قلبم ، مهربان ، خوش آمدی !
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • آسمانه چیتا
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دایره باشی یا خط راست
  • کم کم یادخواهی گرفت
  • هر لحظه ای هدف خویش است!
  • من و تو دور از هم می پوسیم
  • گاه می اندیشم!!!
  • داستان ها دارم
  • زنگی رویا نیست
  • تو نخواهی آمد
  • نوبت عاشقی
  • یک متن جالب
  • جای تو خالیست...
  • زندگی خوردن و خوابیدن نیست
  • قفسی باید ساخت
  • در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
  • خانه دوست
  • بیا و کنارم بنشین بی آنکه نگران دلتنگی هایم باشی
  • لحظه دیدار
  • تو!
  • دیوار
  • زلال که باشی
  • حرفهایم را تعبیر می کنی
  • گلوله ای را به یاد ندارم
  • مادر(یک یادداشت از یه دوست خوب)
  • پنجره(بازم برای تو آزاده عزیزتر از جانم)
  • قلاب ( به آزاده عزیزم که از جان دوست تر دارمش)
  • سمن بویان
  • خون هر آن غزل که نگفتم به پای توست
  • مرگ نازلی
  • مه
  • کمان ابرو
کلمات کلیدی مطالب
  • عکس (٢٥۱)
  • شعر (۱٥٧)
  • متن زیبا (٥۱)
  • داستان (۱۸)
  • هنرمندان (۱٧)
  • فیلسوفان (۱٤)
  • عکس متحرک (٩)
  • کاریکاتور (٩)
  • سخن بزرگان (٧)
  • ورزشکاران (٥)
  • تاریخ (٢)
  • اطلاعیه (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • بهمن ۸۸
  • مهر ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • امرداد ۸۸
  • تیر ۸۸
  • بهمن ۸٧
  • دی ۸٧
دوستان من
  • http://www.tafrihsara.mihanblog.com
  • http://leone-santander.persianblog.ir
  • http://www.maryamsin.persianblog.ir
  • http://mgry.blogfa.com
  • everything you want
  • www.targetup.persianblog.ir
  • تنهای پاییزی
  • خريد شارژ اينترنتي
  • http://nega.blogfa.com
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



دل گفته ها
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند هر دم سکوت مرگبارم را
دایره باشی یا خط راست
نویسنده: آسمانه چیتا - جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٩

انسان هم می تواند دایره باشد هم خط راست.
انتخاب با خودت است :
تا ابد دور خود بچرخی یا تا بی نهایت ادامه دهی ...

 

نظرات ()



کم کم یادخواهی گرفت
نویسنده: آسمانه چیتا - جمعه ۱۳٩۱/٢/٢٩
  • کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را
    اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد می‌گیری که بوسه‌ها قرارداد نیستند و هدیه‌ها، معنی عهد و پیمان نمی‌دهند.
    کم کم یاد میگیری
    که حتی نور خورشید هم می‌سوزاند اگر زیاد آفتاب بگی
    ری
  • باید باغِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی... باشی تا برایت گل بیاورد.
    یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
    که محکم باشی پای هر خداحافظی
    یاد می‌گیری که خیلی می‌ارزی.

    خورخه لوئیس بورخس
نظرات ()



هر لحظه ای هدف خویش است!
نویسنده: آسمانه چیتا - دوشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٤

معنای هدف این است : تنزل دادن امور به سطح وسایلی برای رسیدن به چیزهایی ، قربانی کردن همه ی آن چیزهایی که اکنون داری، به پای چیزهایی در آینده .

هیچ چیز را قربانی نکن .

همه چیز را به پای زندگی بریز،

زندگی کن  ، یک زندگی تمام عیار.

زیرا لحظه ی اینده ، از دل زندگی تمام عیار اکنون زاده می شود .

فردا زاده ی  امروز است.

فردا طعم امروز خواهد داشت.

اگر امروزرا قربانی کنی ، فردایت دوباره زشت خواهد شد ،

آنگاه دوباره باید آن را برای فردایی دیگر و باز فردایی از پس فردایی دیگر قربانی کنی.

مردم مدام امروزهای خود را می کشند.

آن ها هیچ گاه از امروز خود بهره نمی گیرند.

آن ها هیچ گاه اهمیت موهبت لحظه های کنونی را درنمی یابند

و خدا را برای این موهبت شگفت سپاسگزار نیستند.

آن ها همواره گمشده ای دارند، گمشده ی آن ها همواره در جایی در آینده است.

از یاد نبر که هدف هیچ گاه در آینده نیست ،

هر لحظه ای هدف خویش است.

هدف لحظه ی حال است که بدون عنایت ویژه ی ما می گذرد.

 

نیلوفر عشق ، مسیحا برزگر

 

 

نظرات ()



من و تو دور از هم می پوسیم
نویسنده: آسمانه چیتا - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/۱۳

من به درماندگی صخره و سنگ

من به آوارگی ابر و نسیم

من به سر گشتگی آهوی دشت

من به تنهایی خود می مانم

 

من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی

شعر چشمان تو را می خوانم

چشم تو،چشمه ی شوق

چشم تو ژرف ترین راز وجود

 

نه بهاری و نه یاری دیگر

حیف!!!

اما من و تو

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پر دلهره است

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست

از سر این بام

این صحرا

این دریا

پر خواهم زد

خواهم مرد

غم تو

این غم شیرین را

با خودم خواهم برد!!!

 

حمید مصدق

نظرات ()



گاه می اندیشم!!!
نویسنده: آسمانه چیتا - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/۱۳

گاه می اندیشم ،

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟

آن زمان که خبر مرگ مرا

از کسی می شنوی ، روی تو را

کاشکی می دیدم .

 

شانه بالا زدنت را ،

                 ــ بی قید ــ

و تکان دادن دستت که ،

                 ــ مهم نیست زیاد ــ

و تکان دادن سر را که ،

                  ــ عجیب !

                        عاقبت مرد ؟

                                 ــ افسوس !

ــ کاشکی می دیدم !

 

من به خود می گویم :

" چه کسی باور کرد

جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد؟ "

 

قصیده آبی خاکستری سیاه

نظرات ()



داستان ها دارم
نویسنده: آسمانه چیتا - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/۱۳

داستان ها دارم ،

از دیاران که سفر کردم و رفتم بی تو .

از دیاران که گذر کردم . رفتم بی تو ،

بی تو می رفتم ، می رفتم ، تنها ، تنها.

و صبوری مرا ،

کوه تحسین می کرد .

 

من اگر سوی تو بر می گردم

دست من نیست تهی

کاروان های محبت با خویش

ارمغان آوردم.

 

قصیده آبی خاکستری سیاه

نظرات ()



زنگی رویا نیست
نویسنده: آسمانه چیتا - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/۱۳

زندگی رویا نیست

زندگی زیبایی است

می توان

بر درختی تهی از بار ، زدن پیوندی

می توان

از میان فاصله ها را برداشت

دل من با دل تو

هر دو بیزار از این فاصله هاست .

 

قصیده آبی،خاکستری،سیاه

نظرات ()



تو نخواهی آمد
نویسنده: آسمانه چیتا - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/۱۳

تو نخواهی آمد

و شعر

داستان پرنده ای است

که پرواز را دوست دارد و

بالی ندارد......

 

نمیدونم از کیه اما جالبه!!

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »